تاریخ انتشار : جمعه 20 آبان 1390 - 1:06
کد خبر : 427
چاپ خبر دیدگاه‌ها برای مصاحبه مازیار زارع با خبرورزشی گیلان بسته هستند

مصاحبه مازیار زارع با خبرورزشی گیلان

مصاحبه مازیار زارع با خبرورزشی گیلان

زارع : من و پژمان قرار گذاشته ایم به ملوان برگردیم بیوگرافی مازیار زارع؟ متولد اول دی ۱۳۶۳ در انزلی در کدام محله بزرگ شدید و دوران کودکی تان چگونه گذشت؟ من در خیابان اذربایجان به دنیا امدم و و در محله شایلو کوی هفتم اذر بزرگ شدم . فوتبالتان را از کجا شروع کردید

زارع : من و پژمان قرار گذاشته ایم به ملوان برگردیم
بیوگرافی مازیار زارع؟
متولد اول دی ۱۳۶۳ در انزلی

در کدام محله بزرگ شدید و دوران کودکی تان چگونه گذشت؟
من در خیابان اذربایجان به دنیا امدم و و در محله شایلو کوی هفتم اذر بزرگ شدم .

فوتبالتان را از کجا شروع کردید ؟
از دوم ابتدائی در بوشهر چون پدرم استخدام نیروی دریایی بود و برای مدت ۲ تا ۳ سال به بوشهر رفتیم و از همانجا فوتبالم را شروع کردم که بعد از ان از سوم ابتدائی به انزلی برگشتیم و به نونهالان استقلال انزلی رفتم و زیر نظر سعید پیوندی و صفر پیوندی . بعد به نوجوانان ملوان رفتم و تا بزرگسالان هم در ملوان بودم .

خاطره ای از دوران کودکی تان دارید؟
بهترین خاطره ام این است که عضو باشگاه ملوان شدم . بعد از زحمات بسیاری که سعید و صفر پیوندی برایم کشیدند در کل بهترین خاطره ام بازی در ملوان است .

در چه رده هایی از تیم ملی بازی کرده اید؟
جوانان و امید و اکنون هم که در خدمت تیم ملی بزرگسالان هستم .

مربیانتان چه کسانی بودند؟
در تیم ملی جوانان مجید جلالی – تیم امید اقای یاوری و سیموئز – تیم ملی ب پرویز مظلومی – در تیم ملی هم برانکو و امیر قلعه نویی و دایی و ابراهیم زاده و قطبی و هم اکنون هم در خدمت کروش هستم .

و مربیانتان در ملوان ؟
در نوحوانان امیر محمذیان و رضا ستوده در جوانان پیشگاه هادیان و ویشگاهی و در تیم امید عزیز اسپندار و منوجهر درجزی در بزرگسالان نصرت ایراندوست – ممی احمدزاده – صالح نیا و فرهاد پورغلامی سعی میکنم که کسی از قلم نیفتد (بعد از کمی فکر کردن ) محسن سنوبری و مشاوره هایی با محمود فکری هم داشته ام .

شما شماره ۹ مرحوم سیروس قایقران را به تن کردید که در کلکسیون باشگاه ملوان بوده است در این مورد چه نظری دارید و چطور شد که این پیراهن را به شما دادند ؟
یکی از افتخارات ورزشی من این است که شماره ۹ مرحوم سیروس قایقران را به تن کردم سالها بود که بعد از فوت ایشان کسی این پیراهن را به تن نکرده بود و این افتخار قسمت من شد تا این پیراهن را بپوشم . اقای احمدزاده و مردم انزلی من را قبول کردند کار خیلی سختی بود و یکی از بزرگترین افتخارات ورزشی من است و هیچ وقت هم نمیتوانم فراموش کنم . هیچ وقت هم نتوانستم حتی یک ذره و حتی به اندازه سر سوزن هم اندازه مرحوم قایقران باشم .

شرایط پرسپولیس را امسال چگونه میبینید ؟
خوب نیست. صددرصد از اول فصل برای خود من خوب نبوده است به خاطر درگیری هایی که بوده الان هم که نتایج تیمی اصلا خوب نیست من فکر میکنم یکی از بدترین فصل های پرسپولیس باشد .

امسال بعد از امدن از اردوی تیم ملی نیمکت نشین شدی و در یکی از بازیها که تعویض شدی از طرف دیگر زمین مسابقه را ترک کردی و همین حرکت شما باعث شد حاشیه های زیادی به وجود بیاید که حتی کمیته انظباتی باشگاه هم شما را فراخواند .
من که به کمیته انظباتی نرفتم ولی ان موقع عصبانی بودم و اختلاف نظر هم وجود داشت من انتظار داشتم وقتی در تیم ملی فیکس بازی کرده بودم بعد از برگشتم حداقل در باشگاه هم فیکس بازی کنم نه اینکه نیمکت نشین شوم به هر حال شرایطی پیش امده بود که دو طرف خواستند و ان قضیه تمام شد و الان هم در خدمت تیم پرسپولیس هستم .

در بازی با نفت تهران در دقایق پایانی تیم تان صاحب یک ضربه ایستگاهی شد که هادی نوروزی با شما سر زدن ان ضربه بحث کرد که حتی این بحث به تونل ورزشگاه هم کشیده شد و شما به نوروزی گفتید که خجالت نمیکشی بخاطر یک ضربه ایستگاهی با من بحث میکنی قضیه چه بود؟
در ان صحنه تماشاگران انتظار داشتند که من ان ضربه را بزنم من هم کمی عصبانی بودم و هادی هم پاس نداد که من بزنم من حتی در زمین هم او را بوسیدم تا جو ورزشگاه علیه او نباشد و در رختکن هم بحث هایی پیش امد که طبق معمول من از کوره در رفتم به هر حال تمام شد و چیز خاصی نبود .

درباره حمله کلاغ ها بگویید که در تمرین پرسپولیس رخ داد و شما یکی از کلاغ ها را با دست گرفتید؟
خیلی جالب بود کلاغ ها هرکس را که می امد از پشت میزدند نمیدانم شاید بچه شان پایین افتاده بود که به همه حمله میکردند و یکی از کلاغ ها که داشت حمله میکرد من انزلی چی بازی در اوردم و ان را در هوا گرفتم .

در یکی از سفرهای پرسپولیس به ازبکستان متوجه شدید که خلبان و باقی اعضای کابین هواپیما امده اند پیش شما یک لحظه فکر کنم که ترسیدید ان لحظه چه حسی داشتید؟
من کلا از هواپیما میترسم پژمان نوری و علی نیکبخت هم میترسند انزلیچیها از کمتر چیزی میترسند ولی از این یکی میترسم . دیدم که همه امده اند پیش ما من هم گفتم اقا برو سر جات کی داره هواپیما رو هدایت میکنه که همه خندیدند بعدش خودم هم رفتم در کابین خلبان نشستم .

رابطه تان با خانواده تان چگونه است؟
من نفسم به نفس خانواده ام بند است و هیچوقت زحماتی که پدر و مادرم برایم کشیدند را نمیتوانم فراموش کنم . در بی پولی های قدیم خیلی برایم زحمت کشیده اند همه چیز را برایم فراهم کردند حتی اگر زیر قرض هم میرفتند . شاید باورتان نشود ولی یک مقطعی رسیده بود که حتی داشتم فوتبال را کنار میگذاشتم در تیم جوانان ملوان بودم و همه همسن و سالان من که الان هم میبینید در ان تیم بازی میکردند جلال رافخائی – مرتضی فلاحتی – علی رمضانی – هادی قویدل – سعید یکتا و … که همه دوستان من هستند من دو سال حتی یک دقیقه هم بازی نکردم و کم کم داشتم نا امید میشدم و یک مقطع هم امدم فوتبال را کنار بگذارم که اگر پدرم نبود این کار را کرده بودم ولی بعد از اینکه پدرم مرا به سمت ورزش هل داد و ان انگیزه را در من بوجود اورد ۲ سال به طور فوق العاده شدید تمرین کردم لب ساحل میرفتم و شوت میزدم ان زمان من بچه بودم و تازه از نوجوانان به جوانان رفته بودم و فکر کنم ۱۶ یا ۱۷ سال داشتم انقدر تمرین کردم که ان انگیزه ای که میخواستم فوتبال را کنار بگذارم از بین رفت پدرم خیلی به من انگیزه داد و اگر ایشان نبود شاید الان فوتبالیست نبودم . بعد از ان دو سالی که بازی نکردم و بعد از ان که یک سال بطور شدید تمرین کردم و در تیم جوانان ملوان بازی میکردم که از همان جوانان به تیم اصلی دعوت شدم یعنی تیم امید را جهشی رفتم .

فوتبالتان را مدیون چه کسی هستید ؟
من فوتبالم را مدیون پدر و مادرم هستم و چند مربی ای که در ملوان بوده اند مانند ممی احمدزاده و فرهاد پورغلامی و … میخواهم یک چیزی درباره مربیان شهرم بگویم , به ترتیب بهمن صالح نیا و نصرت ایراندوست مرا به ملوان اوردند و نصرت ایراندوست مرا بازی داد یعنی مرا در کورس بازیها قرار داد و ممی احمدزاده مرا معروف تر کرد و پورغلامی هم به من کمک های خوبی کرد و الان هم خوشحالم که سرمربی ملوان است هر سه عزیزی که نام بردم به نوعی در زندگی من تاثیر داشتند که دست انها را میبوسم و همچنین سعید پیوندی هم خیلی به من کمک کرد .

اقای زارع اولین بار که پیراهن ملوان را پوشیدید و در یک بازی رسمی برای ملوان بازی کردید چه حسی داشتید؟
اولین بار که به بزرگسالان ملوان امدم و روی نیمکت بودم بازی با پرسپولیس بود در جام حذفی و من ۱۷ سال سن داشتم سال ۸۰ – ۸۱ بود و ملوان بازی رفت را در تهران دو بر صفر باخته بود , من نیم فصل دوم به ملوان امدم که صالحنیا سرمربی و نصرت ایراندوست مربی تیم بودند که ما در انزلی جبران کردیم و بازی را دو بر صفر بردیم و در ضربات پنالتی سه گل زدیم و در مجموع ۵ بر صفر برنده شدیم و این اولین باری بود که روی نیمکت ملوان مینشستم و شب قبل از بازی از شدت هیجان خوابم نبرد چون میخواستم بازیکنان بزرگ ملوان و پرسپولیس را از نزدیک ببینم و جو استادیوم را بعنوان بازیکن تجربه کنم .

اولین باری که بازوبند کاپیتانی ملوان را به بازو بستید چه حسی داشتید ؟
من فکر میکنم ارزوی هر بازیکنی باشد که بازوبند کاپیتانی تیم خود را به بازو ببندد و و این افتخار نصیب من شد که با شماره ۹ و در سنین جوانی که ۲۲ سالم بود بازوبند ملوان را ببندم . بازوبند را ممی احمدزاده به من داد که لطف خیلی بزرگی به من کرد و احساس غرور میکردم و همیشه فکر میکردم که خیلی سخت از عهده ی این کار برایم ولی خدا را شکر مردم شهرم خیلی به من لطف داشتند و به من کمک کردند که از عهده این کار برایم . وقتی بعنوان بازیکن از ملوان انزلی میروی شرایط برای بازیکن خیلی سخت میشود ولی خدا شاهد است من تا الان حتی به اندازه سر سوزن هم بی احترامی از انها ندیدم و حتی در بدترین شرایط هم حتی یک کلمه توهین نکردند حتی بعد از بازی فینال که جو استادیوم از ان بدتر نمیتوانست باشد باز هم مرا تشویق کردند و من هیچوقت نمیتوانم انها را فراموش کنم و انشالله اگر عمری باقی باشدامیدوارم بتوانم به ملوان برگردم.

حتی بعد از بازی فینال که پرسپولیس قهرمان شد رفتید و هواداران ملوان را دلداری دادید.
بله یکسری اتفاقات افتاد و حتی من در مراسم اهدای جام هم شرکت نکردم چون اولین و تلخ ترین قهرمانی زندگیم بود.

در دوران کودکی طرفدار چه تیمی بودید ؟
ملوان چون در انزلی استقلال و پرسپولیس معنایی ندارد و همه عاشقانه ملوان را دوست دارند و از تیمهای خارجی هم از کودکی طرفدار بارسلون بودم .

اقای زارع در بازی ای که در مقابل ملوان قرار میگیرید چه حسی دارید چون ما شنیده ایم که دگرگون میشوید خودتان توضیح دهید.
من فکر میکنم بهتر است این را خود مردم بگویند من تا الان هیچ بازی ای نشده که روبروی ملوان باشم و تمام وجودم برای تیمم باشد و فقط حضور فیزیکی در زمین دارم و هیچ حضور دیگری ندارم . خود مردم هم میتوانند گواهی دهند اصلا خود به خود پاهایم نمیکشد که به توپ ضربه بزنم و ان گلی هم که به ملوان زدم اگر دقت کرده باشید من ان شوت را زدم ولی فقط گفتم که به توپ ضربه بزنم چون مواقعی است که مربی به شما میگوید باید ضربه بزنید و شما نمیتوانید به او بگویید نه و ان هم کسی مثل علی دایی که نمیشود بالای حرف او حرف زد به من گفت بزن و از شانس بد من هم وقتی شوت را زدم پژمان سرش را پایین اورد و اگر فیلم بازی را دوباره ببینید درست از کنار سر پژمان رد شد و رفت توی گل و خیلی برایم سخت بود .

اهل درس خواندن هم بودید؟
من سوم راهنمایی بودم که به ملوان امدم و کم کم درس را شل و شل تر گرفتم ولی به هر حال دیپلمم را گرفتم ولی دیگر ادامه ندادم .

نظرتان درباره هواداران ملوان چیست ؟
من فکر میکنم با تعصب ترین تماشاگران ایران و فهیم ترین مردم ایران را داریم انزلی شهر من است و هر کسی دارای هر شغلی باشد فوتبال را خیلی خوب میفهمد و من اگر در زندگی ام مازیار زارع شده ام هیچ چیز نیستم ولی هر چه که هستم همین مردم مرا مازیار زارع کردند و من مدیون این مردم هستم .

درباره سیروس قایقران چه چیزی دارید به ما بگویید ؟
خدا رحمتش کند فکر کنم دوم راهنمایی بودم که با دوستم حسین ستوده داشتیم از مدرسه می امدیم که پیش عمویم رفتیم تا باقلی محلی بخوریم و از عمویم پرسیدم پدرم کجاست چون من همیشه و ۲۴ ساعت با پدرم بودم که عمویم گفت رفته رشت و گفتم چرا گفت سیروس قایقران تصادف کرده و فوت کرد و ما دو نفری رفتیم زیر پل غازیان نشستیم و گریه کردیم . من توی عمرم چنین مراسمی ندیده ام که در انزلی برای سیروس قایقران گرفتند ,خیلی شلوغ بود . خدا شاهد است که من هیچ وقت نخواستم خودم را با سیروس قایقران مقایسه کنم ولی افتخار میکنم که برای نسل جدیدی که به دنیا می ایند اسم سیروس را دوباره زنده کردم .

نظرتان درباره ممی احمدزاده چیست ؟
ممی احمدزاده یکی از مربیان خوبی است که در لیگ حضور داشته است . اوج کار ممی زمانی است که شما مصدوم میشوید در ایران وقتی مصدوم میشوی همه تو را یک گوشه می اندازند و نگاهی هم به شما نمیکنند ولی وقتی مصدوم میشوی برای ممی بهترین بازیکن تیمش میشوید به در خانه تان می اید شما را سوار ماشینش میکند وبه استخر میبرد و با شما کار میکند به باشگاه میبرد تا شما وزنه بزنید و هر کاری که بتواند برایتان انجام میدهد او یکی از مربیانی است که به بازیکنش اهمیت میدهد .

بهترین تیم ایران ؟
بهترین تیم ایران برای من ملوان است.

الگوی ورزشی تان چه کسی بوده است؟
به هر حال طبیعی است وقتی مرا با سیروس مقایسه میکنند خودم هم صد در صد الگویم سیروس قایقران است و از بازیکنان خارجی هم از بازی بالاک خوشم می اید.

فوتبال کدام بازیکن را در حال حاضر در فوتبال ایران دوست دارید ؟
بازی خلعتبری را خیلی دوست دارم.

در پست خودتان چطور ؟
در فوتبال ایران همه در یک سطح هستند حالا یکی کمی بالاتر ویکی کمی پایین تر تیموریان جباری خود علی کریمی که همه فوتبالش را قبول دارند محمد نوری و حسین بادامکی و از بازی محسن مسلمان هم خیلی خوشم می اید که الان هم در ملوان حضور دارد و پژمان نوری را هم که نمیشود از قلم انداخت .

کدام لیگ اروپایی را دوست دارید ؟
من فوتبال اسپانیا را خیلی دوست دارم ولی اگر از لحاظ لیگ کیفیت دار بخواهید به نظر من لیگ انگلستان بهتر از بقیه است .

بهترین مربی خارجی ؟
پپ گواردیولا چه ان زمان که بازی میکرد بازی اش را دوست داشتم و چه الان که مربی تیم محبوبم است .

چند کلمه میگویم در یک جمله یا کلمه پاسخ دهید ؟

مرحوم سیروس قایقران
یکی بود و رفت

انزلی
عشق

غازیان
محله ام

ماهیگیری
من عاشق ماهیگیری هستم

ممی احمدزاده
قیصر

پرسپولیس
به هر حال تیم محبوب ایران است

افشین قطبی
دروغگوترین مربی

قوی سپید
فقط ملواان

درباره اینکه میگویند شما با پژمان نوری مشکل دارید بگویید هر چند خود ما این فرضیه را قبول نداریم
من و پژمان و سیدجلال حسینی در اردوهای تیم ملی همیشه با هم هستیم و حتی بعد از اینکه اردو تمام میشود چون پژمان امارات است جلال هم اصفهان سه نفری به خانه من میرویم . اتفاقا پژمان میگفت در انزلی فکر میکنند چقدر من و تو با هم مشکل داریم گفتم چرا گفت هر جا میروم میگویند تو با مازیار مشکل داری من گفتم تا الان کسی به من چیزی نگفته به هر حال انهایی که در تهران و انهایی که در تیم ملی هستند باید شهادت بدهند که ما ۳ نفر همیشه با هم هستیم من فکر میکنم این حرف خنده دار است من و پژمان همیشه به هم میگوییم که یک سال با هم به ملوان برمیگردیم من و پژمان خیلی ها را وسوسه میکنیم تا برگردیم و خیلی های دیگر هم به تیم برگردتند و اگر با هم مشکل داشتیم هرگز بهم پیشنهاد نمیکردیم که با هم به ملوان برگردیم.

پژمان نوری در مصاحبه ای که با ما داشت معتقد بود اگر تیم ملوان خوب بسته میشد و مازیار زارع -سیدجلال حسینی – اشجاری و غلامی به این تیم اضافه میشدنداین تیم میتوانست مدعی قهرمانی لیگ برتر باشد نظر شما چیست ؟
من و پژمان و سیدجلال در اردوی تیم ملی نشسته بودیم و درباره ملوان صحبت میکردیم که من و پژمان به هم گفتیم امسال برویم ملوان که پژمان هم گفت اگر رفتنی است بیا با هم برویم و همانجا به هم قول دادیم که امسال هر سه نفر با هم به ملوان برگردیم به هر حال پژمان با امارات قرارداد بسته بود و من با پرسپولیس قرارداد داشتم و سیدجلال هم قرارداد داخلی بسته بود که اینگونه شد که مسئولان ملوان به پژمان گفتند که ما رضایتنامه ات را از امارات میگیریم و پژمان به ما گفت اگر کار من درست د شما با من به ملوان می ایید که ما هم گفتیم می اییم در صورتی که انها گفته بودند به هیچ عنوان رضایتنامه نمیدهیم . این وظیفه ما است که به شهر خودمان برگردیم و نیازی نیست کسی به ما بگوید که برگردیمد تیم شهرمان است برای این تیم زحمت کشیده ایم انها برای ما زحمت کشیده اند ما هر وقت که بخواهیم برگردیم خانه خودمان است اجازه بدهید من یک چیزی را همین جا اعلام کنم وقتی ملوان با داماش بازی داشت ما با نفت تهران بازی داشتیم من قبل از بازی خیلی عصبی بودم چون از نتیجه بازی ملوان در دربی گیلان خبر داشتم که در ان صحنه با هادی نوروزی بحث کردم میتوانید عصبانیتم را ببینید چطور میشود که ملوان به داماش باخته است ۱۴ -۱۵ سال بود که به انها نباخته بودیم البته فدای سرشان که باختند ولی همین ها ۲۰ کیلومتر انطرف تر از ما هستند و انواع و اقسام ادمها می ایند و انجا سرمایه گذاری میکنند حرف اصلی من این است من دلم برای تیم شهرم و مردم شهرم میسوزد اخر چرا به فکر مردم نیستند الان فوتبال حرفه ای شده است و بخواهیم و نخواهیم باید پول خرج کنیم نه اینکه بگویند این بازیکن پولکی است ان بازیکن پولکی است به هر حال همین گونه است و کاری هم نمیشود کرد همه دارند پول خرج میکنند شما هم بیایید کمی خرج کنید سر حرف که میشود میگویند امسال بودجه ملوان ۷ میلیارد است من میخواهم بگویم که با ۷ میلیارد ان تیم قهرمان ایران میشود قهرمان اسیا میشود مگر ما در جاهای مختلف کم بازیکن داریم چرا نمی ایید خرج کنید ؟ ۲۰ کیلومتر انطرف تر خرج میکنند مدیرعاملشان که اقای عابدینی ادم محترمی است از جاهای مختلف برای تیم خود هزینه میکند اما ما که به بازیکن غیر بومی نیازی نداریم ما انقدر بازیکن بومی داریم که نیازی نداشته باشیم برویم از جاهای دیگر بازیکن بیاوریم فقط به این نیاز داریم که کمی خرج کنند مثلا اگر به من نوعی برسند مگر دیوانه هستم که به تیمم برنگردم کنار خانواده ام هستم کنار دوستان و مردم شهرم هستم ارامش دارم ولی خلاصه ما هم نیاز داریم چرا خرج نمیکنند چون میترسند انتظارات مردم بالا برود مثلا مردم بگویند شما که اینقدر خرج کرده اید چرا تیم نتیجه نمیگیرد , این چه فکری است که شماها دارید یا مثلا بروید خودتان را پیش مسئولین خوب نشان دهید و بگویید که ما با یک میلیارد تیم بسته ایم اخر این چه طرز فکری است به قران خیلی ها دوست دارند به تیم برگردند خب اگر خرج کنید چرا بچه ها برنگردند مایی که این همه بازیکن بومی داریم این همه افتخار داریم پس چرا نباید خرج کنید ؟ من دوست دارم تمام صحبتهایم چاپ شود من همیشه این گلایه را داشته ام که چرا خرج نمیکنید اگر اگر میخواهید خرچ کنید من هستم پژمان نوری هست سید جلال حسینی هست خدا شاهد است من و پژمان همانطور که در مصاحبه اش با شما گفته دوست داریم با سر به ملوان برگردیم دوست داریم به تیم شهرمان کمک کنیم به قران من حاضرم باز هم از خیلی چیزها بگذرم و به تیمم برگردم من و پژمان چیزی نیستیم ولی به هر حال مردم ببینند که ما برگشته ایم و این تیم دارد تیم بزرگی میشود وشخصیت پیدا میکند چند بازیکن دیگر هم به تیم برخواهند گشت من همین حالا هم با چند بازیکن صحبت کرده ام علیرضا محمد و علیرضا نورمحمدی را در اب نمک گذاشته ام صد در صد پژمان چند گزینه را زیر نظر دارد جلال هم همینطور شما فکر میکنید تیمی میتواند با این نفرات ما را در انزلی شکست دهد ؟ شما تیم ملوان سال قبل را ببینید که اقای پورغلامی بسته بود ایا سال قبل تیمی توانست ملوان را در انزلی شکست دهد به غیر از یکی دو بار در نیم فصل اول ؟ چهار بار با پرسپولیس بازی کردند سه بار پرسپولیس را شکست دادند و یکبار باختند که پرسپولیس قهرمان شد من دوباره تاکید میکنم که چرا به فکر مردم نیستنید؟ به این دلیل که بگویید ما کم خرج میکنیم وقتی کسی می اید به تیم کمک کند فراری اش میدهید وقتی کسی پیدا میشود که بودجه ای را برای تیم خرج کند انقدر طرف را میترسانید هزار تا رابطه میزنید تا طرف فرار کند این کارها را نکنید بگذارید این شهر خودش را کمی بالا بکشد این شهر نیاز به پول انچنانی ندارد فقط پولی باشد که دست بازیکنان به دهانشان برسد کافی است ما اینقدر بازیکن داریم که اگر دور هم جمع شوند راحت قهرمان ایران میشویم میخواهم برایتان یک مثال بزنم مسعود غلامعلی زاد را در دروازه داریم حسنی صفت هم هست در دفاع سیدجلال حسینی را داریم سعید سالارزاده هم هست حسن اشجاری – جواد شیرزاد – پژمان نوری – من – احمد جمشیدیان که هنوز سرباز است و محمد غلامی , ما نزدیک ۸-۹ بازیکن درجه اول داریم که در تیمهای خود مهره های کلیدی هستند من نمیدانم سیاست حاکم بر شهر ما چیست که نمیخواهند کاری انجام دهند .

برنامه ای برای رسیدن به لیگ های اروپایی دارید؟
از وقتی که فوتبالم را شروع کردم هدفم این بود که در خارج از ایران هم فوتبال بازی کنم به هر حال شرایطی پیش امد که به امارات رفتم شاید الان من در پرسپولیس باشم و پژمان در امارات ولی تمام فکر و ذکر ما ملوان است من از همین روزنامه شما میگویم و تا به حال هم جایی نگفته ام ما دوست داریم اگر راهی باشد الان به ملوان برگردیم اگر مسئولین بخواهند باز هم تاکید میکنم اگر واقعا بخواهند اگر دلشان میسوزد ما دوست داریم به ملوان برگردیم ولی اگر اینها به خودشان بیایند ببینید ما چقدر داریم به انها هشدار میدهیم فقط کمی دلشان برای این مردم بسوزد همین .

اهل کتاب خواندن هستید؟
نه اصلا

اوقات فراغتتان را چگونه میگذرانید؟
من به حیوانات خیلی علاقمندم همه دوستانم هم میدانند که به سگ علاقه خاصی دارم وقتم را هم به انها اختصاص میدهم.

اهل مد هم هستید؟
کم و بیش .

چه زمانی به ملوان برخواهید گشت؟
ما اماده ایم که برگردیم از همین جا اعلام میکنم من و پژمان صد در صد اماده ایم که برگردیم و قول و قرارهایمان را هم گذاشته ایم ولی اگر مسئولان به فکر باشند ببینید چقدر تاکید میکنم اگر به فکر مردم شهرمان هستید ما همیشه به فکرشان بوده و هستیم . اگر این وضعیت باشد به خدا این تیم نابود میشود کمی به فکر مردم شهرمان باشید ان کسی که در اب سرد صیادی میکند عاشق ملوان است ان کسی که نمیداند فوتبال چیست هم عاشق ملوان است ان زنی که در فینال جام حذفی سال قبل در برنامه نود دیدید عاشق ملوان است من از این چیزها گریه ام میگیرد به فکر ما نیستید نباشید به فکر ان مردمی باشید که هیچ چیز ندارند پول ندارند که بلیط بخرند و به ورزشگاه بروند ولی به خاطر ملوان گریه میکنند وقتی ملوان میبرد شادی میکنند وقتی ملوان میبرد انقدر خوشحال میشوند که در خانه با خانواده اش هم خوب رفتار میکند .

حرف پایانی اقای زارع …
من حرف خاصی ندارم از شما و از روزنامه تان که این وقت را در اختیار من گذاشتید تا بتوانم با مردم عزیز و خونگرم شهر و استانم صحبت کنم تشکر میکنم و چون میدانم روزنامه شما در انزلی طرفدار دارد و حتما به دست انها میرسد من خیلی وقت بود که مصاحبه ی اختصاصی با انها نداشته ام از پدر و مادرم تشکر میکنم که خیلی خیلی برای من زحمت کشیده اند و باز هم از مسئولان خواهش میکنم که به فکر این تیم باشند .

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.