آخرين راهبرد محمد علي آبادي براي فوتبال ايران
کشف سبک براي تيم ملي
امير مسعودي؛هنوز يک سال از جلسه کارشناسان فوتبال ايران با سازمان تربيت بدني براي پيدا کردن راهي جهت رسيدن به سبک «فوتبال ايراني» نگذشته که محمد علي آبادي حرف از تقليد زد. تقليدي که قرار است با کپي کردن از سبک يکي از کشورهاي اروپايي براي تيم هاي ملي و همه باشگاه هاي ايراني تجويز شود. اگر محمد علي آبادي پيش از جام جهاني از سبک ايراني به عنوان اهرم فشار عليه محمد دادکان استفاده کرده بود و تاکيد مي کرد که تيم ملي بايد در جام جهاني «ايران» بازي کند پس از دو سال به اين نتيجه رسيد که فوتبال ايران نمي تواند در دنياي فوتبال «صاحب سبک» باشد. البته احتمالاً سال گذشته پس از دو جلسه با کارشناسان فوتبال ايران به اين نتيجه رسيد اما شرايط سال قبل فوتبال ايران آنقدر بد بود که فضاي جامعه تحمل شنيدن عقب نشيني سازمان از مواضع گذشته اش را نداشته باشد. با اين حال همين که سازمان ورزش پس از دو سال به اين نتيجه رسيد مي تواند نشانه مثبتي باشد.
پس از اين سازمان به فدراسيون فوتبال وظيفه داد که با تشکيل گروهي از کارشناسان نزديک ترين سبک تيم هاي صاحب نام جهان به فوتبال ايران را پيدا کند و بعد از آن تمام تيم هاي ملي و باشگاهي ايران از اين سبک استفاده کنند. محمد علي آبادي وقتي قصد داشت حرف از سبک در فوتبال دنيا بزند اين سوال را مطرح کرد که ما «از اسپانيا و پرتغال چه چيزي کم داريم» و وقتي براي اين سوال دنبال جوابي گشت به تفاوت سبک ها اشاره کرد؛ «ما در ورزش به سبک نياز داريم و بايد سبک مان را مشخص کنيم. نبايد هر روز يک تعداد مربي را از کرواسي، برزيل، آلمان و اسپانيا بياوريم و سرمربي تيم ملي مجبور باشد در زماني بسيار کم بازيکناني که با اهداف مختلف تاکتيکي در تيم هاي باشگاهي شان تمرين کرده اند را هماهنگ کند. شما برويد بازي پرتغال و اسپانيا را نگاه کنيد که چگونه بازيکن اسپانيايي که يک متر و 60 سانتي متر قد دارد موفق مي شود. بايد سبکي ايجاد کنيم که تمام تيم هايمان از آن پيروي کنند. فدراسيون هم بايد به باشگاه ها حکم کند که حق نداريد از هرکجا مربي بياوريد. بايد مربي و بازيکن از کشوري آورده شوند که مطابق با سبک فوتبال ماست.» البته اين دستور سازمان تربيت بدني به فدراسيون چيزي است که قبلاً در کشوري مثل ژاپن نتيجه داده. ژاپن در اوايل دهه 90 به باشگاه هاي اين کشور توصيه کرد با استخدام مربيان و بازيکنان برزيلي سبک جديدي را وارد فوتبال کشورشان کنند. حتي در آن زمان راموس برزيلي تابعيت ژاپني گرفت و توانست براي چند سال در ترکيب تيم ملي ژاپن قرار بگيرد. اوج نتيجه برنامه ريزي ژاپني ها هم وقتي بود که توانستند براي چند سال با زيکوي برزيلي در فوتبال آسيا آقايي کنند. پس با اين دستور سازمان و حکمي که فدراسيون فوتبال ايران براي باشگاه ها صادر مي کند بايد منتظر نتيجه يي باشيم که چند سال پيش ژاپن به آن رسيده بود. حرف هاي تازه و اميدوارکننده رئيس سازمان تربيت بدني البته تنها به سبک فوتبال ايران محدود نمي شد. او وقتي از برنامه هاي سازمان و فدراسيون براي تشکيل 3600 باشگاه حرفه يي حرف زد اميدوار شديم که فوتبال ايران مي تواند شرايط بهتري را در آينده پيدا کند. برنامه سازمان تربيت بدني اين است اگر ششصد شهر فعال ايران در فوتبال هرکدام شش باشگاه داشته باشند، جمع تيم هاي باشگاهي ايران به 3600 خواهد رسيد. اين در وضعي است که در حال حاضر صد و بيست باشگاه حرفه يي در فوتبال ايران به ثبت رسيده و اگر اتفاقي که مدنظر رئيس سازمان است، بيفتد بايد منتظر انقلابي در فوتبال ايران بود. با اين حال اگر در نظر بگيريم که ژاپن با آن فوتبال حرفه يي اش دو هزار باشگاه دارد و جمعيت اين کشور هم حدوداً دو برابر جمعيت ايران است متوجه مي شويم که رسيدن به عدد 3600 کمي خوشبينانه است. ضمن آنکه تعداد باشگاه هاي ثبت شده معياري براي اندازه گيري حرفه يي بودن فوتبال کشورها نيست چه اگر اين جور بود کره جنوبي با صد باشگاه ثبت شده جزء آماتورترين فدراسيون هاي عضو کنفدراسيون فوتبال آسيا است. با اين حال اگر سازمان تربيت بدني براي رسيدن به اين هدف همان قدر فعال باشد که در ساخت و سازها بوده، بايد انقلابي در فوتبال ايران را شاهد باشيم. اتفاقي که قطعاً مي تواند ملاکي خوب براي عملکرد سازمان و فدراسيون فوتبال باشد. يکي ديگر از بحث هايي که در جلسه ديروز سازمان تربيت بدني و هيات هاي فوتبال پيش کشيده شد انتقال امتياز باشگاه هاي تهراني به شهرستان ها بود که علي آبادي با گفتن اين جمله که «سازمان و فدراسيون بنگاه خريد و فروش امتياز تيم هاي ليگ برتري نيستند» آب پاکي را روي دست همه ريخت و در ادامه گفت؛ «هفته قبل بيش از 10 استاندار به من زنگ زدند و گفتند ما يک تيم ليگ برتري مي خواهيم، آنها بايد بدانند که تيم ها فروشي نيستند و فدراسيون فوتبال و سازمان هم مرکز خريد و فروش تيم هاي ليگ برتري نيستند. تنها کاري که فدراسيون فوتبال مي تواند انجام دهد اين است که تعداد هفت تيم تهراني را به چهار تيم کاهش داده و به هر شهرستان اجازه دهد تنها دو تيم در ليگ برتر شرکت کند. استان ها بايد بدانند ليگ برتر جاي تيم هايي است که لياقت و توانمندي دارند. دسته اول هم چنين شرايطي دارد. سال گذشته رقابت هاي دسته اول در دو دسته و با دوازده تيم برگزار شد که امسال هر گروه به چهارده تيم افزايش پيدا کرده است. براي انتقال امتياز تيم ها به استان ها بايد بحث فني کنيم نه اينکه بگوييم ما مي خواهيم.» کليد چگونگي انتقال امتياز صباباتري به قم هم در ادامه حرف هاي علي آبادي مشخص است؛ «در قضيه انتقال صبا به قم پيگيري هاي لاريجاني (رئيس مجلس) و محتاج (استاندار قم) نقش داشت.» هرچند علي آبادي به روشني موضع سازمان براي انتقال امتياز تيم ها را معلوم کرده اما اگر قرار باشد منتظر انجام اين صحبت ها باشيم بايد از بين راه آهن، سايپا و پيکان دو تيم خودشان را آماده کوچ به شهرستاني ديگر کنند. آن هم در حالي که 28 روز تا شروع فصل جديد ليگ زمان باقي مانده است.



LinkBack URL
About LinkBacks

پاسخ با نقل قول


علاقه مندی ها (Bookmarks)