معماى قتل مرموزيك زن





گروه حوادث - مرد ميانسال كه به عنوان مظنون شماره يك قتل همسرش تحت تعقيب قضايى است در جلسه ديروز دادگاه برادر خود را به عنوان عامل جنايت معرفى كرد.
در جريان اين محاكمه جنجالى فرزندان مقتول نيز عموى خود را عامل جنايت دانستند. اما پدر و مادر قربانى خواستار مجازات دامادشان هستند.به گزارش خبرنگار ما و براساس اوراق موجود در پرونده ساعت ۱۳ و ۳۰ دقيقه ظهر دوشنبه ۲۱ دى ۸۳ ماجراى يك قتل به مأموران كلانترى( 147) گلبرگ اعلام شد. پس از حضور بازپرس و كارآگاهان ويژه جنايى، تلاش براى افشاى جزئيات قتل زن جوان كه در غياب خانواده اش به قتل رسيده بود، آغاز شد. پسر نوجوان خانواده كه هنگام بازگشت از مدرسه به خانه شان در شرق تهران با جسد مادرش در اتاق خواب روبه رو شده بود، به مأموران گفت: صبح زود من و خواهر و برادرانم همراه پدرمان به مدرسه رفتيم. اما قرار شد پدرمان پس از آن كه ما را به مدرسه رساند، به خانه برگردد. ظهر كه برگشتم متوجه شدم ۵ تخته فرش جمع شده و در كنار در ورودى قرار دارد. با تعجب مادرم را صدا زدم اما وقتى جوابم را نداد به اتاق خواب رفتم كه ناگهان با پيكر بى جان او روبه رو شدم. مادرم با يك طناب آبى خفه شده بود. همان موقع وحشت زده موضوع را تلفنى به پدرم خبر دادم. پدر آن موقع در كارخانه اش بود. اما بلافاصله خودش را رساند و پليس را خبر كرد.در ادامه تحقيقات پدر و مادر قربانى كه خود را به محل قتل رسانده بودند به تيم تحقيق گفتند: دامادمان «احمد» با دخترمان «فاطمه» اختلاف هاى شديد داشت. او كارخانه دار بود ‎/ اما هميشه با فاطمه درگير بود. دامادمان بارها او را تهديد به مرگ كرده بود. به همين خاطر ، فقط از او شكايت داريم.در ادامه تحقيق از اعضاى خانواده، دختر نوجوان مقتول نيز گفت: «شب قبل از قتل، پدرم يك كيسه مشكى به خانه آورد كه طنابى آبى داخل آن بود. امروز هم مادرم با همان طناب خفه شده است و روز حادثه نيز وقتى پدرمان قرار بود ما را به مدرسه ببرد، مادرم از ما خواست عجله كنيم تا وقت پدرمان تلف نشود. چون قرار بود او دوباره به خانه برگردد.» بدين ترتيب احمد - 53 ساله - با دستور بازپرس جنايى بازداشت شد و تحت بازجويى قرار گرفت. وى در حالى كه خدمتكار خانه را تنها مظنون معرفى مى كرد، گفت: «فرحناز» زن نادانى است كه حدس مى زنم در اين ماجرا نقش داشته باشد. روز حادثه حدود ساعت ۱۱ و ۳۰ دقيقه به محل كارم رسيدم و از طريق تلفن پسرم در جريان قتل قرار گرفتم. از سوى ديگر وقتى در جريان معاينه بدن متهم آثار خراشيدگى و كبودى هاى متعددى به چشم خورد احمد (پدر خانواده) مدعى شد هنگام شوخى با پسرش بدنش خراش برداشته است.با اين حال از آن جا كه بازپرس جنايى دلايل وقوع قتل از سوى شوهر مقتول را كافى ندانست دستور آزادى وى را صادر كرد. اما با اعتراض و مخالفت نماينده دادستان، پرونده براى حل اختلاف در اختيار شعبه (۱۱۵۶) دادگاه عمومى تهران قرار گرفت. سرانجام قاضى دادگاه دستور آزادى همسر مقتول را با قرار وثيقه يك ميليارد ريالى صادر كرد.در حالى كه بيش از يك سال از بازداشت احمد مى گذشت، مرد كارخانه دار با سپردن وثيقه آزاد شد. اما مدتى بعد فرزندان قربانى و مطلعين بر خلاف اظهارات قبلى شان محمود برادر متهم را عامل اصلى جنايت معرفى كردند.
در دادگاه
در جلسه محاكمه علنى كه ديروز در شعبه( 71) دادگاه كيفرى استان تهران به رياست قاضى «نورالله عزيز محمدى» برگزار شد، ابتدا «على دلدارى» نماينده دادستان به قرائت كيفرخواست پرداخت و گفت: «احمد متهم به قتل عمد همسر ۳۵ ساله اش -فاطمه- است. چرا كه از صحنه جنايت سرقت نشده و قاتل هنگام به هم ريختن وسايل خانه دقت و دلسوزى خاصى نسبت به اموال داشته و آثار خراشيدگى و درگيرى نيز روى دست و صورت متهم بوضوح مشاهد شده است ‎/ با توجه به تأييد اختلاف هاى شديد خانوادگى زن و شوهر و اظهارات فرزندانشان، علم قاضى در اين زمينه حاصل است بنابراين تقاضا دارم «احمد» به عنوان عامل اصلى جنايت محاكمه شود.»در ادامه جلسه دادگاه در حالى كه پدر و مادر مقتول با اعلام شكايت از دامادشان خواستار مجازات و قصاص وى بودند، چهار فرزند مقتول اعلام كردند پدرشان بى گناه است و عمويشان را عامل قتل معرفى كردند.پسر خانواده به نمايندگى از خواهر و برادرانش گفت: از آن جا كه پدرمان مردى ثروتمند است، هميشه مورد حسادت عمويمان قرار داشت. مطمئنيم عمويمان، مادرمان را به قتل رسانده تا بدين ترتيب به برادرش فشار روحى وارد كند تا او را از پاى درآورد. زمانى كه پدرمان بازداشت بود، ما به ناچار در خانه عمو مانديم.عمو در طول اين پنج ماه هميشه از پدرمان بدگويى مى كرد و سعى داشت به ما تلقين كند كه او عامل قتل است.دختر مقتول نيز با پس گرفتن اظهارات قبلى اش، پدرش را بى گناه دانست.سپس «فرحناز» - مستخدم خانه- به عنوان مطلع به جايگاه احضار شد و گفت: «من به عنوان خدمتكار بچه ها وخدمتكار در خانه احمد مشغول كار بودم. تا اين كه برادرش «محمود» پس از سال ها دورى، به كشور بازگشت. پس از مدتى مقتول- فاطمه- به من پيشنهاد داد تا به عقد موقت برادر شوهرش درآيم. بدين ترتيب صيغه محرميت سه ماه بين ما جارى شد. در طول اين مدت متوجه رفت و آمدهاى مشكوك شوهرم با پنج پسر نوجوان شدم. تا اين كه يك روز در اوج عصبانيت نزد من به قتل همسر برادرش اعتراف كرد.هيأت قضايى دادگاه پس از ۳۶۰ دقيقه محاكمه نفسگير، با اعلام تنفس وارد شور شدند و براى رفع برخى ابهامات دستور تجديد وقت رسيدگى و احضار برخى شهود و مطلعين را صادر كردند.