مجازات مرد اسيدپاش





گروه حوادث ـ مرد ميانسال كه در پى اطلاع از تقاضاى طلاق همسرش در اقدامى كينه جويانه به صورت وى اسيد پاشيده بود، پس از محاكمه به زندان و ديه محكوم شد.
گزارش پرونده
شامگاه ۲۴ تير سال ۸۶ چند تن از رهگذران هنگام عبور از جاده لاهيجان زن جوانى را ديدند كه به خودمى پيچيد و همراه دو دختر خردسالش با فرياد از مردم كمك مى خواست.مردم بلافاصله پليس ۱۱۰ را در جريان قرار داده و دقايقى بعد زن مصدوم را به بيمارستانى در شهرستان لاهيجان منتقل كردند. اما به دليل شدت سوختگى زن جوان به بيمارستان شهيد زارع سارى انتقال يافت و تحت عمل جراحى قرار گرفت.مهناز وقتى روى تخت بيمارستان به هوش آمد به مأموران گفت: همسرم مرد شكاك و بدبينى بود، كه همواره به خاطر مسائل جزئى مرا مورد ضرب و شتم قرار مى داد به همين خاطر براى طلاق به دادگاه خانواده رفته و دادخواست دادم اما شوهرم وقتى فهميد تصميمم جدى است به من اسيد پاشيد.وى درباره نحوه آشنايى با شوهرش گفت: حدود ۱۷ سال قبل، غلامحسين كه خود را تا جر برنج معرفى مى كرد به خواستگارى ام آمد و چند ماه بعد پاى سفره عقد نشستيم. اما پس از ازدواج رفتار او يكباره تغيير كرد. شوهرم هرچند وقت يكبار دوستان ناباب خود را به خانه مى آورد و مرا مجبور مى كرد كه از ميهمانانش پذيرايى كنم. وقتى هم با اعتراض هايم روبه رو مى شد، مرا به باد كتك مى گرفت.طى چندسال صاحب دو دختر شديم در حالى كه تصورم اين بودكه با آمدن بچه ها اخلاق غلامحسين تغيير خواهد كرد. اما اين طور نشد.تا اين كه پس از چند سال متوجه شدم همسرم تحت عنوان تاجر از مردم كلاهبردارى كرده و پليس هم در تعقيب اوست.بنابر اين تصميم گرفتم براى نجات خود و دو دختر خردسالم به زندگى جهنمى با غلامحسين پايان دهم و از او جدا شوم.چند روز بعد غلامحسين با سپردن وثيقه از زندان آزاد شد و به خانه آمد. او با چرب زبانى سعى كرد فريبم دهد تا از شكايتم صرف نظر كنم. به همين خاطر با التماس از من خواست به دليل اين كه به بچه ها قول داده پس از آزادى آنها را به دريا ببرد آنها را همراهى كنم، بعد از ظهر ۲۴ تير سال ۸۶ همراه دخترانم و غلامحسين به سوى لاهيجان به راه افتاديم. وقتى به شهرستان لنگرود رسيديم غلامحسين به بهانه اينكه كارت سوخت ماشين را نياورده از بچه ها خواست چند دقيقه اى كنار دريا منتظر بايستند تا او بنزين تهيه كند. سپس پاى پياده راه افتاد و دقايقى بعد با يك گالن ۱۰ ليترى كه در آن مايه قرمز رنگى وجود داشت، برگشت.سپس سوار بر خودروى پيكانش به سوى لاهيجان حركت كرديم. در ميان راه او بچه ها را به شهر بازى برد. اما همزمان با تاريكى هوا از ما خواست تا شب را در شهربازى بخوابيم كه من قبول نكردم.بدين ترتيب شبانه به راه افتاديم. تا اين كه بعد از طى مسافتى غلامحسين به بهانه اين كه خسته شده و قادر به رانندگى نيست كنار جاده توقف كرد.وقتى من و فرزندانم در حاشيه جاده در خواب بوديم حادثه دلخراش اسيد پاشى رخ داد.چندى بعد نيز خانواده مهناز وى را براى ادامه معالجات از سارى به بيمارستان سوانح و سوختگى شهيد مطهرى تهران انتقال دادند.قربانى اسيد پاشى نيز ۱۷ بار تحت عمل هاى جراحى مختلف قرار گرفت. اما مهناز بينايى چشم چپش را از دست داد و پزشكى قانونى به داديار شعبه اول دادسراى لاهيجان اعلام كرد: 60 درصد صورت و چشم ها و ۳۰ درصد بدن زن براثر سوختگى شديد آسيب ديده است.سرانجام مأموران غلامحسين را پس از ۸۵ روز زندگى مخفيانه در شهرستان قم شناسايى و دستگير كردند.پرونده ماجراى اسيد پاشى با صدور قرار مجرميت و كيفرخواست براى رسيدگى به شعبه ۱۰۱ دادگاه جزايى دادگسترى لاهيجان فرستاده شد. اوايل مرداد محاكمه غلامحسين- متهم اسيد پاشى- برگزار شد. او در جلسه دادگاه دچار تناقض گويى شد و گفت: به تصور اينكه مهناز- همسرم- به من خيانت كرده مرتكب اشتباه شدم و حاضرم خطاى خود را جبران كنم. قاضى پرونده ،پس از محاكمه متهم به استناد دلايل و مستندات پرونده غلامحسين را به اتهام اسيد پاشى روى زن جوان به هشت سال زندان و همچنين به خاطر تهديد مهناز با كارد به يك سال حبس و پرداخت ديه محكوم كرد.lam