يراثايران- زهرا کشوری:
عمليات اكتشاف و استخراج شركت مناطق نفت خيز جنوب در محوطه 6 هزار و 500ساله ارجان به كشف نفت منجر شد. بنابراين اگر اين شركت موافقت نكند كه تلمبه خانه خود را خارج از اين محوطه دايركند با توجه به اينكه حريم آن مصوب نشده، بخش بسيار بزرگي از اين محوطه براي هميشه از دست ميرود. البته موافقت اين شركت منوط به تلاش سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري خوزستان است.
زماني كه شركت مناطق نفتخيز تصميم به استخراج و اكتشاف نفت گرفت، مدتي بود كه پايگاه ميراث فرهنگي ارجان با تلاشهاي شبانهروزي زندهياد «مجتبي گنجي»، مدير امور داخلي اين پايگاه، برنامه تعيين حريم و عرصه اين محوطه وسيع را با كمك كارشناسان ميراث فرهنگي انجام داده بود تا بتوان با مصوب كردن آن، محوطه ارجان را از تخريب و تهديد طرحهاي عمراني و اقتصادي مصون داشت. اما تعلل سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري خوزستان براي تصويب اين حريم و عرصه باعث شده كه امروز تنها دستاويز كارشناسان براي نجات اين محوطه از دست برود و اگر شركت ملي نفت روي موضع خود پافشاري كند براي هميشه بايد با اين تاريخ ارزشمند جهاني خداحافظي كرد.
عمليات تعيين عرصه و حريم محوطه ارجان در سال 85 انجام گرفت. ابتداي سال 86 بود كه گزارش آن به شوراي راهبردي متشكل از نوروزي چگني، حسن رايتي مقدم، سياوش صابري و... ارائه شد.
اين تيم چند بار به ارجان سفر و جلساتي را برگزار كردند و در اين جلسات خواستار تصويب حريم و عرصه اين شهر توسط رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري خوزستان شدند. اما اين درخواست هر بار به بهانهاي از سوي رئيس سازمان ميراث فرهنگي اين استان رد ميشد.
اين اتفاقها باعث شد تا عرصه و حريم اين محوطه كه 2 سال از تهيه آن ميگذرد، تصويب نشود تا نقطه اتكايي براي جلوگيري از انجام طرحهاي اقتصادي در دل اين منطقه وجود نداشته باشد كه بتوان به وسيله آن ارگانهاي دولتي را موظف به رعايت قوانين ميراث فرهنگي كرد و مانع ورود آنها به اين محوطه 400 هكتاري شد.
عكسهاي هوايي كه در دهههاي 1330، 1340 و 1370 شمسي گرفته شده نشان ميدهد شهر ارجان جزو مجموعه بزرگتري است كه دربرگيرنده يك محوطه بزرگ از دوره تاريخي در دو كرانه رود مارون به نامهاي «بديل» و «بكان» است.
سفره زيرزميني در دل شهر بكان
از سوي ديگر اين سه محوطه بزرگ يعني محوطه بديل، محوطه بكان و شهر تاريخي _ اسلامي ارجان هر سه ارتباط نزديكي با هم داشته و هر سه نيز در دوره ساساني ساخته شدهاند.
باستانشناسان در همان عمليات موفق به شناسايي رشته قناتهايي شدند كه يك هزار سال پيش ساخته شده بودند. همچنين در جريان آن برنامه مطالعاتي بود كه كارشناسان پايگاه ارجان موفق شدند مسير قناتهايي كه ناصرخسرو قبادياني هنگام توصيف شهر ارجان از آنها ياد كرده، شناسايي و در حريم جاي دهند.
اما به هر حال گزارش و نقشه تعيين شده عرصه و حريم اين شهر معطل مانده و تاكنون به تصويب نرسيده است. از سويي ديگر شركت مناطق نفت خيز جنوب كه با ورود خود خسارتهايي به قناتها و محوطههاي ارجان وارد ساخته به هدف خود رسيد و سفره زيرزميني را كشف كرده است.
آخرين اميد
ورود شركت نفت خيز مناطق جنوب از همان ابتدا با توجه به اهميت و شهرت جهاني اين محوطه با مخالفت جدي افكار عمومي، دوستداران ميراث فرهنگي، كارشناسان ميراث فرهنگي و مطبوعات روبهرو شد.بنابراين پژوهشكده باستانشناسي سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري كشور تيمي از باستانشناسان خود را براي بررسي آثار موجود در مسيرهاي اعلام شده توسط شركت مناطق نفت خيز، به شهر ارجان اعزام كرد. از سوي ديگر پايگاه ميراث فرهنگي ارجان نيز پيش از اين در برنامهاي چندساله موفق شده بود كه نزديك به 70 اثر پيش از تاريخ، تاريخي و اسلامي را شناسايي و به ثبت برساند.
در اين بررسيها، در مجموع 15 محوطه پيش از تاريخي، 2 محوطه آغاز نگارش، 13 محوطه عيلامي، 5 محوطه هخامنشي، 10 محوطه ساساني و 35 محوطه اسلامي شناسايي شد.
اما صرف همه اين هزينهها هم، نتوانست مانع ورود اين شركت به منطقه باستاني و تاريخي ارجان شود كه براساس قوانين مصوب موجود هرگونه تعرض به آن جرم محسوب ميشود. امروزه تنها اميد افكار عمومي، دوستداران ميراث فرهنگي و مطبوعات، رايزني سازمان ميراث فرهنگي كشور براي متقاعد كردن شركت مناطق نفتخيز جنوب به احداث تلمبه خانه خود در خارج از اين محوطه است. وقوع چنين اتفاقي هم پيش از مطرح شدن در جمع وزارت نفتيها مستلزم اقدام فوري سازمان ميراث فرهنگي براي تصويب اين عرصه و حريم است كه اگر چنين اتفاقي نيفتد بخش بزرگي از تاريخ ناشناخته عيلامي براي هميشه ناگشوده باقي خواهد.
دلنگرانيهاي شهر ساساني - اسلامي ارجان به ورود شركت مناطق نفتخيز جنوب، محدود نميشود، بلكه به تازگي كارخانه سيمان كه پيش از اين بخشي از محوطه را تخريب كرده بود تصميم گرفته است تا مرحله دوم ساخت كارخانه را آغاز كند تا محوطه بكان اين شهر براي هميشه تخريب و نابود شود.از سوي ديگر براساس آمارهاي انجمن دوستداران ميراث فرهنگي بهبهان تاكنون تپههاي موشكي، دوتلون سالارآباد، دوتلون ارجان، تل قماربازان، تل شلمبوزار، تل باغي، تل كردستان و دهها تپه ديگر توسط كشاورزان تسطيح و نابود شدهاند.
بنابراين كارشناسان تنها راه براي نجات اين شهر را تصويب عرصه و حريم آن توسط سازمان ميراث فرهنگي خوزستان ميدانند اما رئيس اين سازمان تاكنون روي خوشي به اين درخواست نشان نداده و سرنوشت اين محوطه 6هزار و 500ساله را در هالهاي از ابهام قرار داده است.
آغاز ماجرا
داستان شهر 6 هزار و 500 ساله ارجان از دل همين تخريبها جان گرفت. پاييز سال 61 هنگام خاكبرداري بهمنظور عمليات سدسازي روي رودخانه مارون در محوطه باستاني ارجان، حفرهاي در زمين ايجاد و آرامگاهي از دوره عيلامي در برابر ديدگان كارگران اين عمليات قرار گرفت. خبر به سازمان ميراث فرهنگي رسيد و گروهي از باستانشناسان به سرپرستي احسان يغمايي به اين منطقه اعزام شدند. مطالعات آنها نشان داد اين آرامگاه متعلق به «كيتين هوتران»، پادشاه دوره عيلام نو بود كه در اواخر هزاره دوم پيش از ميلاد بر اين منطقه حكمراني ميكرده است. وي به همراه خود گنجينهاي باشكوه داشت كه امروزه از آن به گنجينه ارجان ياد ميكنند. باستانشناسان براي نخستين بار توانسته بودند اسكلت شاهزادهاي عيلامي را كشف كنند.
در ميان اشيا همراه وي، حلقهاي وجود داشت كه باستانشناسان از آن به حلقه موسوم به حلقه قدرت ياد ميكنند. كشف اين گنجينه به واكنشهاي پر سروصدايي از سوي محافل علمي و پژوهشي در كشور و در جهان منجر شد و توجه بسياري را بهخود جلب كرد. اين مسئله بسياري را به اين نتيجه رساند كه بخت به ارجان كه سالها بود از تخريب رنج ميبرد رو كرده است اما اتفاقها



LinkBack URL
About LinkBacks
پاسخ با نقل قول


علاقه مندی ها (Bookmarks)