به انجمن خوش آمدید
+ پاسخ به موضوع
صفحه 1 از 2 1 2 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12
  1. #1
    کاربر سایت Reyhane is on a distinguished road
    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    نوشته ها
    0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض شعرها و مطالب طنز جالب....

    آیا می‌دانید انرژی الکتریسیته حاصل از 750 بار شانه کردن موهای یک زن ژاپنی معادل با روشن کردن یک لامپ شصت وات به مدت 3 دقیقه است؟
    - آیا می‌دانید تا کنون تعداد سه میلیارد و سیصدهزار میلیون کوکاکولا به فروش رفته است که برابر با نصف جمعیت جهان است؟
    - آیا می‌دانید که گوریل را برای این گوریل نامیده‌اند که علاقه زیادی به خوابیدن روی ریل قطار دارد؟
    - آیا می‌دانید که ترینیداد و توباگو به زبان بومیان آن معنی کلوچه گردویی می‌دهد و به همین دلیل ساعت‌های دیواری آنجا از چوب درخت گردو ساخته می‌شوند؟
    - آیا می‌دانید که گوشت کروکودیل آفریقایی 128 بار خوشمزه‌تر از پوست موز است؟
    - آیا می‌دانید اولین مردمی که نفس کشیدن را یاد گرفتند، ایرانیان بودند؟
    - آیا می‌دانید کرم ضدآفتاب نخستین بار در شمال ایران کشف شد و ساکنان اولیه جنوب دریای خزر با ترکیب پیله‌باقالا و پاچ‌باقالا اولین کرِم‌ها را اختراع کردند؟
    - آیا می‌دانید اولین تیم فوتبال دنیا، توسط ایرانیان در تخت جمشید کنونی پایه‌گذاری شد و بعدها پرسپولیس نام‌گرفت؟
    - آیا می‌دانید گلابی در حقیقت یک نوع مارمولک وحشی است که از میوه‌ای به همین نام تغذیه می‌کند؟
    - آیا می‌دانید بهترین وسیله برای تمیز کردن دماغ، انگشت است و تمام مردم دنیا از قدیم از همین ابزار استفاده می‌کردند؟
    - آیا می‌دانید در برج میلاد 33 متر طناب به کار رفته است؟
    - آیا می‌دانید چرا در دیزی بازه یا آن‌که چرا دم خر درازه؟
    __________________

  2. #2
    کاربر سایت Reyhane is on a distinguished road
    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    نوشته ها
    0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض پاسخ : شعرها و مطالب طنز جالب....

    در روزگار ما ....
    اگر كسى لاغر باشد، به او مى‏گوييم: "نى قليان، عضو باشگاه عنكبوت!"
    اگر چاق باشد، مى‏گوييم: "گامبو، خيكى!"
    اگر كسى كوتاه قد باشد، به او مى‏گوييم: "ميخ طويله پاى خروس!"
    اگر بلند قد باشد، مى‏گوييم: "ديلاق! نردبام دزدها!"
    اگر كسى عجله داشته باشد، مى‏گوييم: "چه خبرته، مگر دارى سر مى‏بَرى؟"
    اگر فس فس كند، مى‏گوييم:"زرده به ما تحت نكشيده، جون نداره!"
    اگر كسى دوبار پشت سر هم خميازه بكشد، مى‏گوييم: "چيه؟ شيره‏ت دير شده؟"
    اگر زياد بخورد، مى‏گوييم: "كاه از خودت نيست، كاه‏دان كه از خودته!"
    اگر كم بخورد، مى‏گوييم: "حتماً پيش از اين يك جا ته بندى كرده!"
    اگر صاحبخانه باشد، مى‏گوييم: "مال خودش از گلوى خودش پايين نمى‏رود!"
    اگر كسى دست‏هايش را به پشتش بزند، مى‏گوييم: "كارد و چنگال را گذاشته روى ميز!"
    اگر كسى سرش را به دستش تكيه بدهد، مى‏گوييم: "دنيا سرِ خر داده دستش!"
    اگر كسى زياد لباس بپوشد، مى‏گوييم: "خر تب مى‏كند!"
    اگر كسى كم بپوشد، مى‏گوييم: "دوست دارى سگ لرز بزنى؟"
    اگر دخترى سبزه‏رو، پيراهن سرخ بپوشد، مى‏گوييم: "سيا گر سرخ پوشد خر بخندد!"
    اگر زنى پا به سن گذاشته، رنگ‏هاى روشن و شاد بپوشد، مى‏گوييم: "نگاش كن! خيال مى‏كنددختر چهارده ساله است!"
    اگر دختر يا پسر جوانى بگوبخند و شاد و پرتحرك باشد، مى‏گوييم: "ميمون هر چى‏زشت‏تره، بازيش بيشتره!"
    اگر جدى و موقر و ساكت باشد، مى‏گوييم: "اين ديگه كيه؟ با ده من عسل هم نميشه قورتش داد!"
    اگر كسى استحمامش به درازا بكشد، مى‏گوييم: "رفته بودى حمام زايمان؟"
    اگر سريع حمام كند، مى‏گوييم: "خودش را گربه شور كرده!"
    اگر كسى لباس نو بپوشد، مى‏گوييم: "خر همان خر است. پالانش عوض شده!"
    اگر كسى عطسه كند، مى‏گوييم: "خرس تركيد!"
    اگر كسى بلند حرف بزند، مى‏گوييم: "بلندگو قورت داده! پرده گوشم پاره شد!"
    اگر يواش حرف بزند، مى‏گوييم: "صداش از ته چاه در مياد!"
    اگر كسى حرّاف باشد، مى‏گوييم: "زرده به چانه‏ش بسته!" يا: "انگار كله گنجشك خورده!"
    اگر كم حرف باشد، مى‏گوييم: "مگر ماست به دهن گرفته‏اى!؟"
    اگر كسى مجرد باشد، مى‏گوييم: "آقا تا كى مى‏خواهى يالقوز باشى؟ دستى بالا بزن!"
    همين كه زن گرفت، مى‏گوييم: "فلانى هم رفت جزو مرغ‏ها! طوقِ **** را به گردن انداخت!خودش را بدبخت كرد!"
    اگر دختر كم سن و سالى شوهر كند، مى‏گوييم: "وقت عروسك بازيش بود. چه وقت شوهرداريه!؟"
    اگر نخواهد زود شوهر كند، مى‏گوييم: "ماند خانه باباش، ترشيد!"
    اگر زن و شوهر جوانى زود بچه‏دار شوند، مى‏گوييم: "آتش‏شان خيلى تند بود، خودشان را به‏درد سر انداختند!"
    اگر كسى كه سن و سالش كمى بالاست، بچه‏دار شود، مى‏گوييم: "زنگوله پاى تابوت درست‏كرده!"
    اگر كسى جنس ارزان و نامرغوب بخرد، مى‏گوييم: "لُر نره بازار، بازار مى‏گنده!"
    اگر جنس خوب و گران بخرد، مى‏گوييم: "دنبه زيادى را مى‏مالند به فلان جا!"
    اگر كسى گله كند كه چرا چنان حرف نا به جايى به من زدى، به جاى دلجويى، مى‏گوييم:"حالا چى شده؟ مگه به اسب شاه گفته‏ام يابو؟"
    اگر مرد يا زنى متين و موقر باشد، مى‏گوييم: "خودش را گرفته! انگار از دماغ فيل افتاده! خيال‏مى‏كنه نوه اوتورخان رشتيه!"
    اگر بى‏تكبر و خودمانى و خوشرو باشد، مى‏گوييم: "سبكه! جلفه! داره بازار گرمى مى‏كنه!"
    اگر كسى به كسى بگويد آقا، دوستش به او مى‏گويد: "اين قدر بى‏آقايى كشيده‏اى كه به اين‏مى‏گويى آقا!؟"
    به جاى "مثل سيبى كه از وسط نصف كرده باشند" برخى مى‏گويند: "مثل سنده‏اى كه از وسطنصف كرده باشند!"
    چند تن دارند درباره يكى سخن مى‏گويند كه او از راه مى‏رسد. اگر بى‏رو درواسى باشند،مى‏گويند: "چو نام سگ برى، چوبى به دست آر!"
    و اگر رودرواسى داشته باشند، مى‏گويند: "چو نام شه برى قاليچه‏انداز!" كه البته منظورشان‏همان اولى است ....

  3. #3
    کاربر سایت Reyhane is on a distinguished road
    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    نوشته ها
    0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض پاسخ : شعرها و مطالب طنز جالب....

    زن گرفتم شدم اي دوست به دام زن اسير
    من گرفتم تو نگير
    چه اسيري كه ز دنيا شده ام يكسره سير
    من گرفتم تو نگير
    بود يك وقت مرا با رفقا گردش و سير
    ياد آن روز بخير
    زن مرا كرده ميان قفس خانه اسير
    من گرفتم تو نگير
    ياد آن روز كه آزاد ز غمها بودم
    تك و تنها بودم
    زن و فرزند ببستند مرا با زنجير
    من گرفتم تو نگير
    بودم آن روز من از طايفه دّرد كشان
    بودم از جمع خوشان
    خوشي از دست برون رفت و شدم لات و فقير
    من گرفتم تو نگير
    اي مجرد كه بود خوابگهت بستر گرم
    بستر راحت و نرم
    زن مگير ؛ ار نه شودخوابگهت لاي حصير
    من گرفتم تو نگير
    بنده زن دارم و محكوم به حبس ابدم
    مستحق لگدم
    چون در اين مسئله بود از خود مخلص تقصير
    من گرفتم تو نگير
    من از آن روز كه شوهر شده ام خر شده ام
    خر همسر شده ام
    مي دهد يونجه به من جاي پنير
    من گرفتم تو نگير

  4. #4
    کاربر سایت Reyhane is on a distinguished road
    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    نوشته ها
    0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض پاسخ : شعرها و مطالب طنز جالب....

    بني آدم اعـضـــاي يكديگــرند"
    كه برخي از آنها به باقي سرند!
    كمي از پزشكان از آن دسته‌اند
    كه به كسب قدرت كمر بسته‌اند
    "چو عضوي به درد آورد روزگار"
    در آرنــــد از روزگـــارش دمـــــار!
    پس از حال و احوال با دردمند
    رقم‌ هاي بالا طلب مي ‌كنند!
    مريضي اگر سرفه بنمود سخت
    به تجويز ايشان ضروريست تخت-
    - بخوابد شبي توي دارالشفا
    دو ميليون بسُلفد بـــراي دوا !
    به سركيسه كردن شدند اوستاد
    بدا! آنكه كارش به ايشان فـتاد
    اگر مشكلي بود، حل مي‌كنند
    به هر نحو باشد، عمل مي‌كنند
    و گر مشكلي حل شود با دوا
    "عمل" مي‌كنندش در آن راستا!
    به قدري بيايد به اعضا فشار
    " كه عضو دگـــر را نماند قرار" !
    شود مستمند او به انواع وام
    به پايان رسيد اين سخن، والسلام!
    ...
    لــذا ، اي مدير عامل بانكِ ما!
    سر كيسه‌ي وام را شُل نما!
    اگر شل نكردي سرش را كمي
    "نشايد كه نامت نهند آدمي"!
    __________________

  5. #5
    کاربر سایت Reyhane is on a distinguished road
    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    نوشته ها
    0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض پاسخ : شعرها و مطالب طنز جالب....

    وصف حال دختران دم بخت
    دختـری با مادرش در رختخواب
    درد و دل می کرد با چشمی پر ز آب
    گفت مادر، حالم اصلا ً خوب نیست
    زندگی از بهر من مطلوب نیست
    گو چه خاکی را بریزم بر سرم
    روی دستت باد کردم مادرم
    سن من از 26 افزون شده
    دل میان سینه غرق خون شده
    هیچکس مجنون این لیلي نشد
    شوهری از بهر من پیدا نشد
    غم میان سینه شد انباشته
    بوی ترشی خانه را برداشته
    مادرش چون حرف دختر را شنفت
    خنده بر لب آمدش آهسته گفت
    دخترم بخت تو هم وا می شود
    غنچه ی عشقت شکوفا می شود
    غصه ها را از وجودت دور کن
    این همه شوهر یکی را تور کن
    گفت دختر، مادر محبوب من
    ای رفیق مهربان و خوب من
    گفته ام با دوستانم بارها
    من بدم می آید از این کارها
    در خیابان یا میان کوچه ها
    سر به زیر و با وقارم هر کجا
    کی نگاهی می کنم بر یک پسر
    مغز یابو خورده ام یا مغز خر؟
    غیر از آن روزی که گشتم همسفر
    با سعید و یاسر و ایضا ً صفر
    با سه تا شان رفته بودیم سینما
    بگذریم از ما بقیه ماجرا
    یک سری، هم صحبت یاسر شدم
    او خرم کرد، آخرش عاشق شدم
    یک دو ماهی یار من بود و پرید
    قلب من از عشق او خیری ندید
    مصطفای حاج قلی اصغر شله
    یک زمانی عاشق من شد بله
    بعد هوتن یار من فرهاد بود
    البته وسواسی و حساس بود
    بعد از این وسواسی پر ادعا
    شد رفیقم خان داداش المیرا
    بعد او هم عاشق مانی شدم
    بعد مانی عاشق هانی شدم
    بعد هانی عاشق نادر شدم
    بعد نادر عاشق ناصر شدم
    مادرش آمد میان حرف او
    گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو
    گرچه من هم در زمان دختری
    روز و شب بودم به فکر شوهری
    لیک جز آنکه تو را باشد یک پدر
    دل نمی دادم به هر کس این قدر
    خاک عالم بر سرت، خیلی بدی
    واقعا ً که پــوز مـــادر را زدی!
    __________________

  6. #6
    کاربر سایت Reyhane is on a distinguished road
    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    نوشته ها
    0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض پاسخ : شعرها و مطالب طنز جالب....

    بخشي از يک شاهکار ادبي لري:
    يکي بيد يکي نبيد.دوتا درخت بيد که دوتاش بيد بيد يکيش بيد نبيد. اوني که بيد نبيد وسط آندوتا که بيد بيد بيد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  7. #7
    کاربر سایت Reyhane is on a distinguished road
    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    نوشته ها
    0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض پاسخ : شعرها و مطالب طنز جالب....

    مصارف مهم اس ام اس در ايران :
    1-پيغام هاي اورژانسي ( سر رات که داري مياي 2تا بربري بخر)
    2- اطلاعات رساني( سر جلسه امتحان)\" جيم درسته !\"
    3-پيغام هاي عاشقانه: \"عزيزم ،قبل از خواب به ياد من مسواک بزن !\"
    4-جلوگيري از خشونت :\"بدهکار محترم !اگه اين جا بودي خرخرتو مي جوييدم \"!
    5-فرستادن جوک :\"يه روز يه يارو مي ره سربازي ،دور کلاش قرمزی "

  8. #8
    کاربر سایت Reyhane is on a distinguished road
    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    نوشته ها
    0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض پاسخ : شعرها و مطالب طنز جالب....

    تست کنکور هنر:
    اولين هنري که پس از ديدن چهره آرايش کرده دختران امروزي به ذهن شما متبادر ميشود چيست؟
    الف: مينياتور.
    ب: صافکاري، بتونه کاري و نقاشي اتومبيل!!!!
    ج: آسفالت كوچه بغلي!!!!
    د: من به ناموس مردم نگاه نميکنم

  9. #9
    کاربر سایت Reyhane is on a distinguished road
    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    نوشته ها
    0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض پاسخ : شعرها و مطالب طنز جالب....

    گر بفهمی بعد عمری درس خواندن روز و شب
    نیست شغلی و تو بیکاری چه حالی میشوی

    دست را در جیب خود روزی فرو بردی اگر
    آن زمان گردد مشخص هست خالی چه حالی میشوی

    گر ببینی پینه دستی که خون جاری از اوست
    بوده تا صبح سحر بر دار قالی چه حالی میشوی

    پول یک یارو رود بالا ز پارویی و تو
    یک قرون دو زار نون و روغنو نالی چه حالی میشوی

    بر مشامت گر رسد بوی کباب برگ و ترک
    خود نخوردی گوشت چندین ماه و سالی چه حالی میشوی

    معتقد بودی و عمری را بر این ایمان ولی
    حال فهمیدی همه بودست پوشالی چه حالی میشوی

    بهر خود دارند ماشین و زمین و خانه ها
    غیر مدرک نیست هیچ بر آن ببالی چه حالی میشوی

    گر بگویم آدمی گفته که این وضع از کجاست
    بردنش با مشت و زور بی قیل و قالی چه حالی میشوی

    کس نمیخواند اگر شعر تو را در جمع خویش
    تو فقط اینجا سر کاری چه حالی میشوی

  10. #10
    siavash
    مهمان/ثبت نام نشده

    پیش فرض پاسخ : شعرها و مطالب طنز جالب....

    شعر زير رو تقديم ميكنم به همه كارمندان زحمت كش و پول حلال خور ....
    بازم با نظراتتون جرقه بدين بهم ...


    دليري كجا نام او كارمند به پا خيست* صبح زود ندانيم كه چند
    ز جا جست چو گويي كشي از كمند پي لقمه ناني و چايي و قند
    بپا شد كه جويد جوراب و كفش برفت در پي اش زير تخت، گشته پخش
    دويد سمت در به پايش گرفت تخته فرش ولو گشت به روي زمين همچو نعش*
    بشد آماده او بهر نبرد كمر بست ز همت پي جنگ سرد
    بريخت آبي بر چهره پريد رنگ زرد بپوشيد زره خروشيد چو مرد
    نشست و با يه دست بند كفشي ببست كدامين بند را ببندم با چه دست ؟!
    به بندي كه بنيادم به بادي دهد بزاريد ببندم كه كم وقت هست
    بچرخيد و مركب ز خود زين كرد به پيكان بشست و هي هين كرد
    بكوفت* دست بر سرو دلش خين كرد نظر بر خط وخال خالي بنزين كرد
    پياده به از چون تو پانصد سوار بدين روز و اين گردش كارزار
    بچرخ و پي خودرو عمومي گزار بليت در بيار بدو دير شده وقت كار
    چو نازش به اسب گرانمايه* ديد بدو خيره شد آهي كشيد
    همي بعد كارم روم من خريد بگيرم بهر خود سمندي سپيد*
    زناگه تاكسي افساري كشيد به خود آمد و چرتش پريد
    چو تاريخ و ساعت روز را بديد به شكوه بناليد موعد قسط رسيد
    به شركت رسيد كارمند جوان كشيد كارتكي بر دستگاه كارت خوان
    سلامي به گرمي بگفت بهر همسنگران شروع شد روزي دگر بهر نان
    خروس خواند و رئيسش به سويش دويد كه اين مرد مردان چرا دير رسيد
    ز خشم و خروش رئيس مخش سوت كشيد رئيس عزيز تا كه جا ميشدش* كار چيد
    به كارمند بر آنگه بباريد تير رئيسش بدو گفت كه اي خيره خير*
    جواني بده كار ميكن شو پير سر ماه تو لامي مگو* حقوقت بگير
    ز قلب كار و سپاه بر آشفت توس* سپهر آن زمان دست او داد بوس
    نمودم شرح حالي نبود كابوس خودم نماينده اي زان هزاران به نام وتوس
    گرفتم الهامي از شاه طوس* چه نيك قسمتي، رستم و اشكبوس
    كلمه ها و تركيبهاي تازه :

    به پا خيست = خيز + خيس + خواست
    نعش = مرده – بي تحرك - جنازه
    بكوفت = ضربه اي محكمتر از كوبيدن همراه با دشنامي كوچك ( ترجيحا" واژه كوفت يا مرگ خودمون)
    اسب گرانمايه = اتومبيل آخرين مدل . ترجيحا" در اينجا به رنگ سفيد
    سمندي سپيد = نشانه اي از برابري كيفيت خودرو ملي با اتومبيلهاي مدرن دنيا
    جا ميشدش = تا جايي كه به ذهن رئيس ميرسيد و ميز كارمند جا داشت
    خيره خير = خيره سر – نوعي دشنام عاميانه و سطح بسيار پايين و خفيف
    لامي مگو = حرف نزن – هيچي نگو – خفه خفيف
    توس= جوانمرد – دلير
    طوس = مشهد فعلي


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

     

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید