مروري بر رويدادهاي موسيقي ايران در سال 86
چند روز دگر به ساز و سرود...
حسام گرشاسبي
با همين ديدگان اشک آلود،
از همين روزن گشوده به دود،
به پرستو، به گل، به سبزه درود،
به شکوفه، به صبحدم، به نسيم،
به بهاري که مي رسد از راه،
چند روز دگر به ساز و سرود...(فريدون مشيري)
با همين جمله ها بود که کنسرت «حسين عليزاده» و گروهش(هم آوايان) در ميانه تابستان 86 به پايان رسيد. کنسرتي که يکي از مجموعه کنسرت هاي بزرگان موسيقي در سال 86 بود و تابستاني پررونق را براي اين سال رقم زد و باعث شد بسياري سال 86 را سال کنسرت هاي بزرگ بنامند. «محمدرضا لطفي» زنگ آغاز اين کنسرت ها را به صدا درآورد. کنسرت او- که از ابتداي سال سر و صداهاي بسياري به پا کرده بود- در روزهاي 14 تا 16 تيرماه سال 86 و در فضاي باز کاخ نياوران برگزار شد و با استقبال بسيار خوبي نيز مواجه شد. حضور 9 هزار نفر طي سه شب، براي تماشاي تکنوازي، رکوردي عجيب بود که در بسياري از کشورهاي ديگر اتفاق نمي افتاد. البته کنسرت لطفي نتايج ديگري هم در پي داشت و آن اينکه همه آن «انتقاد شنيده » هايي که از زمان بازگشت اين موسيقيدان پير به وطن با موج نقدهاي گاه تند و تيز او مواجه شده بودند، فرصت را مغتنم شمردند و از اينکه مردم لطفي جديد را نپسنديدند و همان لطفي 25 سال پيش را دوست داشتند(و همه اينها را در بازتاب هاي کنسرت او مي شد ديد) استفاده کردند و جواب انتقادهاي استاد را دادند، «محمدرضا شجريان» دومين استادي بود که تابستان «کنسرت هاي بزرگ» را رقم زد. او به همراه گروه جديدش پس از برگزاري کنسرت هايي در خارج از کشور بالاخره در ميانه تابستان86 در تهران به روي صحنه رفتند. کنسرت اين استاد هم حواشي متعددي داشت؛ يکي ماجراي بليت فروشي اينترنتي و تمام شدن 19 هزار قطعه بليت در کمتر از يک ساعت و کشيده شدن ماجرا به بازار سياه و... و ديگري ماجراي لغو کنسرت به دليل بروز اختلاف ميان برگزار کننده اش و اداره اماکن نيروي انتظامي که حسابي سر و صدا به پا کرد. ماجرا از اين قرار بود که گويا پنج ميليون تومان براي تامين نظم و امنيت محدوده برگزاري کنسرت (تالار بزرگ وزارت کشور) براي هر شب طلب شده بود که برگزارکننده اين برنامه به هيچ وجه زير بار نرفت و کار را به روزنامه ها کشاند و مقامات ارشد نيروي انتظامي کلاً منکر طلب چنين مبالغي شدند و در نهايت کنسرت به خوبي و خوشي بدون پرداخت يک ريال از اين مبلغ برگزار شد. پس از استاد آواز هم که نوبت به عليزاده و گروه هم آوايان رسيد تا عرصه را داغ و پررونق نگه دارند و پس از آنها نيز اين «پرويز مشکاتيان» و گروه جوان شده «عارف» اش بودند که به روي صحنه رفتند و حسن ختامي بودند بر مجموعه کنسرت هاي بزرگ. اين مجموعه کنسرت ها چندين و چند نتيجه اساسي در پي داشتند که يکي از مهم ترين هايش توجه بسياري- که تا پيش از اين موسيقي را در حد يک شوخي(،) مي پنداشتند- به اين پديده بود.به هر حال حضور حدود 50 هزار نفر در محل اجراي موسيقي زنده- آن هم از نوع خاص و غيرپاپش- و گردش مالي ميلياردي اين برنامه ها، براي خيلي ها تفکربرانگيز بود، ديگر نتيجه يي که از اين کنسرت ها مي شد گرفت اين بود که «آقا ما اصلاً سالن مناسب براي اجراي موسيقي با حضور بيش از 700 نفر در اين مملکت نداريم،» نوع صحنه آرايي و به خصوص صداي همه اين کنسرت ها ثابت کرد که تالار بزرگ وزارت کشور به خاطر ماهيت و نوع ساختش به هيچ وجه مناسب برگزاري برنامه هاي موسيقي نيست.
سال جوان هاي باپشتوانه
کنسرت عليزاده در تالار بزرگ کشور به غير از همه نکات مثبت و منفي اش يک نکته بسيار خوشحال کننده داشت و آن درخشش «صبا» و «نيما» دو پسر استاد بود که خبر از تولد دو نوازنده مسلط و با پشتوانه علمي و تکنيکي بالا در فضاي موسيقي کشورمان مي داد. اين دو آنقدر خوب ظاهر شدند که بسياري را غافلگير کردند و آنقدر اعتماد پدر را جلب کردند که در شب آخر اجرا، وقتي يکي از بزرگ ترهاي گروه هم آوايان، به هنگام بداهه نوازي، داشت ره به ترکستان مي برد، پدر با اشاره يي به پسران از آنها خواست که نوازنده بزرگ تر را همراهي کنند و ماجرا را ختم به خير، «هوشيار خيام» که آلبوم «تاتاري» اش در سال 86 منتشر شد يکي ديگر از جوانان باآتيه يي بود که در اين سال پا به عرصه گذاشت. اين نوازنده جوان پيانو آنقدر خوش درخشيد که حسين عليزاده وظيفه تنظيم و اجراي کار بزرگي چون «ترکمن» روي پيانو را به او واگذار کرد. «مهدي فلاح صفا» نيز که تکنوازي «تار» اش را نشر «ماهور» بيرون داد از ديگر جوان هاي باپشتوانه يي بود که در سال 86 به شدت ابراز وجود کرد. از ديگر جوان هاي بااستعدادي که در سال 86 خودي نشان دادند مي توان به 7 هنرمند جوان که آثارشان تحت عنوان «تريو منهاي يک» منتشر شد نام برد؛ «عليرضا انصاري»، «نيکو يوسفي»، «آرش احمدي»، «نگار بهبهاني»، «مجيد تحريري»، «حامي حقيقي» و «عليرضا فشمي» ، اين جوا ن ها بودند که با عنوان گروه «آهنگسازان معاصر» اعلام وجود کردند و پشتوانه يي قوي از موسيقي کلاسيک و استعدادي خوب در زمينه موسيقي مدرن از خود در آثارشان نشان دادند. حالا که به موسيقي مدرن اشاره شد، بد نيست به هفته موسيقي مدرن که به همت «عليرضا مشايخي» و چند تن از شاگردانش و با همکاري «انجمن موسيقي ايران» در مجموعه تالار رودکي برگزار شد هم اشاره يي شود. اين مجموعه برنامه ها نيز عرصه يي بود براي مجال دادن به جوانان و استعدادهاي متعددي در آن ديده شدند که حتماً در آينده نزديک شکوفا خواهند شد.ديگر جواني که در سال 86 خبرساز بود را قطعاً بايد «همايون شجريان» به حساب آورد. او که تا پيش از اين هميشه در سايه پدر و به عنوان نوازنده تنبک و همخوان در کنار او و در گروه هاي متعدد او حضور داشت در سال 86 مستقل شد و اولين مجموعه کنسرت هايش را به همراه گروه «دستان» در اروپا برگزار کرد. قرار است مجموعه کنسرت هاي دستان به همراه شجريان پسر- که توانايي ها و استعدادش بر هيچ کس پوشيده نيست- در سال 87 نيز در ايران و سپس در امريکاي شمالي ادامه داشته باشد.
سال دوستي دست اندرکاران صنعت موسيقي
انجمن موسيقي ايران به غير از برگزاري هفته موسيقي معاصر، فعاليت هاي ديگري نيز در سال 86 انجام داد. در حقيقت شايد سال 86 پربارترين سال براي اين انجمن و مدير جوانش «بابک رضايي» بود. آقاي رضايي که در سال گذشته سري به فستيوال فرنگي «ميدم» در کشور فرانسه زده بود، اول در جريان نمايشگاه کتاب سال 86 چند تن از ناشران موسيقي و مجله هاي موسيقايي را دور هم جمع کرد و غرفه موسيقي را در اين نمايشگاه برپا کرد. بعد ديد دلش راضي نمي شود و دست به کار شد و نمايشگاه تخصصي موسيقي را ترتيب داد. اين اتفاق شايد مهم ترين اتفاق سال گذشته عرصه موسيقي کشورمان باشد، چرا که براي اولين بار بيش از 70 ناشر، موسسه و نشريه و آموزشگاه موسيقي را گرد هم جمع کرد و فضايي بسيار پويا و شاد و به دور از غرض ورزي هاي شايع در اين صنف به وجود آورد که با استقبال خوب مردم و استادان موسيقي نيز مواجه شد. «سيدعبدالحسين مختاباد» دبير اولين دوره اين نمايشگاه در حاشيه افتتاح آن در روز هفت دي ماه 86 خبر از فعال شدن دبيرخانه دائمي «نمايشگاه موسيقي تهران» داد و گفت؛ «با اينکه ما اهالي موسيقي مي دانيم موسيقي چه ظرفيت هاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي دارد، اما به دليل نبود تشکل صنفي جدي و تاثيرگذار در صنعت موسيقي بسياري از دستاوردهاي اهالي موسيقي با بي توجهي روبه رو مي شود. لذا شکل دهي دبيرخانه دائمي اين نمايشگاه مي تواند گامي آغازين باشد براي توجه دادن دولت و جامعه به ارزش هاي اقتصادي و فرهنگي صنعت موسيقي.» به هرحال اولين نمايشگاه موسيقي تهران که در روز 14 دي ماه 86 به پايان رسيد، با تمام بخش هاي اصلي و جنبي اش از جمله اجراهاي زنده و سخنراني ها و مناظره ها و غيره فرصتي شد تا دست اندرکاران صنعت موسيقي دور هم گرد آيند و معاشرت کنند و بر اثر اين معاشرت، دوستي هاي بسياري شکل گيرد، کدورت ها و سوءتفاهم هاي بسياري از بين برود و برنامه هاي مشترک بسياري براي آينده ريخته شود.
سال آمدن ساز به تلويزيون
يکي از مهم ترين اتفاقاتي که در سال 86 در عرصه موسيقي کشورمان رخ داد و کمتر به آن توجه شد، نشان دادن ساز از طريق رسانه ملي بود. مدت ها بود که استادان موسيقي با اين سوال مواجه بودند که مگر اين ساز ايراني چه اشکال ظاهري دارد که حتي آن را در سيما هم نشان نمي دهيد؟، چرا بايد يک جوان ايراني گيتار و ماندولين را - به هر دليل، - بشناسد، اما فرق دوتار و سه تار و تار را از هم تشخيص ندهد؟، و سوال هايي از اين دست، که ناگهان يک قهرمان - که اتفاقاً اصلاً موسيقيدان نبود و از مفاخر عالم طنازي به حساب مي آمد- از جعبه جادو بيرون آمد و براي اولين بار سازي را در سيماي جمهوري اسلامي ايران به رخ مخاطب برنامه طنز «چارخونه» کشيد. بله، «جواد رضويان» يکي از مهم ترين چهره هاي عرصه موسيقي در سال 86 به حساب مي آمد، چه او بود که براي اولين بار اين مهم را عملي کرد. البته سازي که رضويان به مخاطبان اين برنامه طنز نشان مي داد متشکل بود از يک پيت حلبي، يک دسته جارو و تعدادي سيم ترمز، ولي همين اش که فعلاً «مسخره ساز» را نشان مي دهند، خودش پيشرفت بسيار بزرگي است،
سال کساد بازار نشر
هر چقدر که سال 86 سال پررونقي در زمينه برگزاري کنسرت هاي بزرگ و کوچک بود، سال ناکامي صنعت نشر موسيقي به حساب مي آمد. اين ناکامي با وجود تمام فرصت ها و استعدادهايي که در عرصه موسيقي کشورمان به چشم مي خورد، بسي سوال برانگيز است .بسياري اين کم رونقي صنعت نشر را به مشکلات اقتصادي ناشران موسيقي ربط مي دهند، که حق هم دارند، که در کشوري که تيراژ بالاي يک آلبوم موسيقي اش 20 هزار عدد است، آيا ناشر موسيقي شدن عين ديوانگي نيست؟ بسياري نيز البته اين کم رونقي را به گير و دار دريافت مجوز از وزارت ارشاد ربط مي دهند و مي گويند؛ «آقا کارهاي ما مدت ها است که در صف دريافت مجوز خاک مي خورند،» يکي از ناشراني که گويا طي سال 86 خيلي معطل دريافت مجوز شد، نشر موسيقي «ماه ريز» بود. يکي ديگر از ناشران پرکار سال هاي اخير کشورمان، يعني «آواي باربد» نيز بيش از هر کار ديگري با مرکز موسيقي درگير بود تا پروانه فعاليتش لغو نشود. گويا مرکز موسيقي به خاطر اينکه آواي باربد چند آلبومي را بدون دريافت مجوز منتشر کرده است، پروانه فعاليت اين شرکت را در سال 86 براي مدتي لغو کرد. با توجه به همه اين موارد، شايد تعداد آلبوم هاي مهمي که در سال 86 منتشر شدند به عدد 10 نرسد. يکي از مهم ترين آلبوم هايي که در سال گذشته به بازار آمد موسيقي متن مجموعه تلويزيوني «زير تيغ» ساخته حسين عليزاده بود. مجموعه تلويزيوني که يکي از موفق ترين مجموعه هاي سال هاي اخير سيما به شمار مي آمد و يکي از دلايل اصلي اين موفقيت موسيقي شنيدني عليزاده بود. حسين عليزاده يک بار ديگر نيز در پايان سال 86 نامش در يک آلبوم ديده شد، اما نه در يک آلبوم شخصي، که در يک آلبوم گروهي. «ابرها» نام مجموعه يي متشکل از دو سي دي بود که نشر موسيقي «هرمس» در روزهاي پاياني سال 86 منتشر کرد. شايد اين مجموعه را بتوان شنيدني ترين مجموعه يي که در سال 86 منتشر شد به حساب آورد؛ مجموعه يي که از آثار پيش از اين شنيده نشده هنرمندان مطرحي چون حسين عليزاده، ژيوان گاسپاريان، عمر فاروق تکبيلک، پيمان يزدانيان، کريستف رضاعي، آزاد حکيم رابط، کياوش صاحب نسق، پژمان حدادي و... و جوان ترهايي چون آنکيدو دارش، آروين صداقت کيش، هوشيار خيام و... تشکيل شده بود و همين تنوع آهنگسازان و موسيقي هاي ارائه شده در اين آلبوم، مهم ترين عاملي بود که آن را شنيدني مي کرد. گويي نشر هرمس با اين مجموعه، نتيجه گيري شنيداري از هفت سال گذشته فعاليت هايش را منتشر کرده است. اين ناشر موسيقي البته آلبوم هاي مهم ديگري نيز در سال گذشته به بازار موسيقي عرضه کرد که از آن جمله مي توان به «يار آسماني» شامل همکاري «علي اکبر مرادي» و «اولاش اوزدمير» (موسيقيدان ترک تبار و نوازنده شناخته شده باقلاما) اشاره کرد. موسسه «آواي شيدا» نيز که کارهاي محمدرضا لطفي را منتشر مي کند، در سال گذشته عملکرد نسبتاً خوبي داشت و چند آلبوم تقريباً مهم را به بازار موسيقي عرضه کرد که از ميان آنها مي توان به آلبوم هاي «هميشه در ميان» شامل تکنوازي تار و سه تار لطفي و «چهارگاه» شامل بداهه نوازي لطفي به همراه تنبک «هومان پورمهدي» اشاره کرد.يکي از مهم ترين مجموعه هايي که در سال 86 منتشر شد را قطعاً بايد مجموعه «موسيقي حماسي» ايران به حساب آورد. اين مجموعه شامل 24 عدد سي دي به همراه يک کتاب است که به همت «محمدرضا درويشي» جمع آوري شده و ارزش آموزشي و پژوهشي بسيار بالايي دارد. موسيقي حماسي ايران، شامل انواع موسيقي هاي حماسي نظير شاهنامه خواني و نقالي و غيره است.



LinkBack URL
About LinkBacks

پاسخ با نقل قول


علاقه مندی ها (Bookmarks)